نه... دل به دل را نداره

سوختم و آب شدم به پات
امروز و فردا نداره
خوشت مياد ببيني ، نه ؟
كشتن تماشا نداره
قهر مي كني ، ناز مي كني
ناز مي كشم
، آشتي كني
قصه كه نيس ، حقيقته
دروغ و دعوا نداره
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
دوره زمونه دوره ي حرفاي عاشقانه نيست
صحبت پول و شهرته ، صحبتي از ترانه نيست
يه روز منو خواسته بودي ، يه روز خيلي
خوب دور
امروز چه راحت نمي خواي ، من بد شدم بهانه نيست
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اگه بفهمن عاشقي ، همه بهت بد مي كنن
نسبت ديوونه مي دن دست تو رو رد مي كنن
اگه بخواي بجنگي با دستاي شوم سرنوشت
با
هر چي آدمك دارن ، راه تو رو سد مي كنن
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
بفهمه عاشقش شدي هي با تو بازي مي كنه
ديوونه ، آزار اونم با تو رو راضي مي كنه ؟
رفتي كجا در مي زني ،اون خود يه رات نمي ده
غريبه جاي اون
باشه مهمون نوازي مي كنه
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
كافيه چيزي بدونه ، كار تو ديگه مردنه
ديگه وظيفت اسمشو ، با صدتا جون آوردنه
يه بازي يك طرفس ، كه آخرش مشخصه
هميشه بازنده تويي ، سهم اونم كه
بردنه
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اگه بگي دوسش داري ، اون تو رو يادش نمي ياد
فرقي نداره كه چه قدر چه كم بدونه ، چه زياد
بايد هنرپيشه باشي تا نقشو خوب بازي كني
 يعني كه وانمود كني يه جور ازش بدت بياد
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
عاشق ديگه تو عصر ما هيچ جايي حرمت نداره
انگار كسي نمره ي خوب واسه شجاعت نداره
شايد يه جوري شده كه هيچ آدمي تو عصر ما
براي انتخاب شدن ، اصلا لياقت نداره
ضرب المثل
دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
رنگ گل دسته گلا ، فقط رز زرده همين
عاشق هر كس كه بشي عاقبتش درده همين
هر كي يه گمشده داره ، تمام دلخوشيش اينه
اگر يه روز معجزه شه ، اگر كه برگرده همين
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
زمونمون عوض شده ، دوره نفرينه و جنگ
 زياد شديم ، زياد شده آدم بدرنگ و دو رنگ
 قلب كوچيك عاشقو با يه اشاره مي شكنه
اون كسي كه دوسش داره ، با تير كمون با چوب و سنگ
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ...
دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
تا بدونه عاشقشي مي ره و پيدا نمي شه
مي گي مي خوام ببينمت مي گه نه حالا نمي شه
با هديه ي تولدش مي خواي يه جوري ببينيش
مي خواي يه جوري بفرست ببخشيد اما نمي شه
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را
نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
اگر كه حدسم بزنه نمي دوني چيكار كني
عاشقي خب ، مگه مي شه از عاشقي فرار كني ؟
فكر مي كني اون بدونه خيلي كارت راحت تره
حتي تو روياهات مي خواي كه اونو بي قرار كني
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
هر جوري كه بود چه خوب چه بد ، آروم شدي
 يه كم گذشت و ديدي كه مردي ديگه ، حروم شدي
 يه روزي چش وا مي كني كه خودتم نمي شناسي
فقط تو آينه مي بيني آخرشه ، تموم شدي
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و
طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
تو عاشق كسي مي شي كه عاشق غريبه هاس
گريه و زاري مي كني مي گي اميدت به خداس
درسته اما اون كه تو شبا براش زار مي زني
راهش و كارش و دلش ، حسابي از شما جداس
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو
هيچ دلي جا نداره
خوش به حال معشوقايي كه بويي از قديم دارن
تو اعتقادشون شگون ، براي يا كريم دارن
معشوقاي زمون ما چون عاشقو بسوزونن
واسه دل اون طفلكي يه عالمه گريم دارن
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره
ضرب المثل كاش راس بود و دلا به هم يه راهي داشت
اون كه واسه تو ماه شده ، اي كاش كه روي ماهي داشت
كاش عاشق بيچاره اي كه بي دليل اسير مي شه
يه روز يه كاري كرده بود ، يه جرمي يه گناهي داشت
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ
دلي جا نداره
كاش واسه بيراهه ي دل ، يه جا يه راه چاره بود
كاش كه علاجش عين قبل ، دعا و استخاره بود
كاش واسه هر عاشقي كه شبا پي ستارشه
تو دنيا محض دلخوشي ، يك شب پر ستاره بود
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا
نداره
آي عاشقاي بي گناه ، ما همه زرد و بي كسيم
تنهاييم عين آسمون ، آواره ايم عين نسيم
همه بايد ياد بگيريم كه مثل مجنون بزرگ
عاشق هر كسي بشيم ، آخر بهش نمي رسيم
ضرب المثل دروغ مي گه
 نه ... دل به دل را نداره
عاشق و طردش مي كنن
تو هيچ دلي جا نداره

طلاترين خاك

وطن اي خونه ي پر غصه ي اجدادي من
 اسم تو تنها دليله واسه آزادي من
 عشق تو خون گرم و عاشقم ريشه داره
 خاك زرخيز تو مجنون و به
يادم مي ياره
قهرمانات مث افسانه هامون جهانين
 مردم عاشق تو سمبل مهربانين
 زير سايه بون امنت مي شه تا ابد نشست
پشت بيگانه رو با خنجر غيرتت ، شكست
وطنم ، ديوونه ي مرزاي زرخيز توام
 عاشق زمستونو ، بهار و پاييز توام
 جونمو مي دم تا مرزاي تو در امون
باشه
اوج پرچمت هميشه توي آسمون باشه
تو مال حافظ و مولوي و نيمايي ، وطن
خونه ي رستم و خاك ابن سيانيي ، وطن
آرزومه تا ابد زنده و آباد باشي
 خونه ي نواده هاي پاك فرهاد باشي
ما تو كوچه هاي سبز تو به دنيا اومديم
 چه جوري واسه آب و خاك عاشقت نديدم ؟
عشق تو مثل
ضريح و گنبدا مقدسه
 واسه هر عاشق دور از تو يه دنيا نفسه
هميشه مايه ي افتخار دنيايي ، وطن
تو بلندي ، تو مث شباي يلدايي ، وطن
جون من درسته كه براي تو خيلي كمه
ولي عشق دادنش مي ارزه به يه عالمه
تو رو با طلاترين خاك عوض نمي كنم
 با شكوه و عاشق و پاينده باشي
، وطنم
 
 

حكايت كف بين پير

يه روزي يه كف بين پير نشست و فالمو گرفت
ت و هر چي گفته بود ، فك و خيالمو گرفت
بود و يه كم سياه ، مهربونو ، خميده پشت
 چه بوي
اسپندي مي داد ، چشاش نجيب بود و درشت
بهم نگاهي كرد و گفت ، فالتو مي خواي بگيرم ؟
 گفتم بگير ، بعدم بگو ، بگو چه وقتي مي ميرم ؟
گقت دخترم كف مي بينم ، قهوه و فنجون ندارم
 نه بلدم ، نه دوس دارم اداشونو در بيارم
 گفتم بگو ، اينم دسام ، از روي چپ مي گي يا راس
 خنديد و گفت فرق نداره ، هر دستي كه ميل شماس
تو زندگيت سختي ديدي ، فالت چرا پر از غمه ؟
م توي اسمت مي بينم ، درس مي گم نه ، مريمه ؟
 يكي رو دوس داشتي كه رفت ، مردا همه عين همن
خوبم توشون پيدا مي شه ، اما خوبا خيلي كمن
 بچه بودي چند تا خطر گذشته از بيخ سرت
 خيال
داري سفر بري ، خيره الهي سفرت
يكي ديگه تازگيا تو زندگيت پيدا شده
 زياد بهش تكيه نكن ، دوست داره ولي بده
 دشمن چه قدر زياد داري ، راستي مگه چه كاره اي ؟
 فك نكنم دارا باشي ، نمي بينم ستاره اي
 دو سه تا لكه مي بينم ، دلت شكسته از كسي
 يكي ته قلبته كه ،
مي خواي بهش زود برسي
 خدا رو از ياد نبري ، آيندتم پاكه و نيم
 دو سه تا سد تو راهته ، دو تا بزرگ ، يكي كوچيك
يكي تو قوم وخويشتون يه كم مريضه ، مگه نه ؟
همون كه اسيرشي ؟ واست عزيزه مگه نه ؟
 نگامو چيدم از نگاش ، با كلي غصه خنديدم
اصلن چي گفت و از كي گفت ، فالم چي
بود ، نفهميدم
 آدماي فالاي من ، مثل خودش غريب بودن
يعني كه خطاي دسم ، انقد كج و عجيب بودن ؟
 خيلي خجالت كشيدم ، غم از نگاش چكه مي كرد
 گفتم چرا فال مي گيري تو اين هواي خيلي سرد
 چيه ، فالت درس نبود مي خواي كه مزدمو ندي
 نه هر چي گفتي راس بودش ، تو راه
حلم بلدي ؟
بغض گلوشو آخر سر تو شهر چشماش تركيد
 گفت دخترم باور نكن ، هيچكسي فردارو نديد
 من يه غريبم و اسير ، تو شهرتون در بهدرم
 دروغ مي گم تا شبمو يه جور به فردا ببرم
منم يه بندم مث تو ، تقديرامون دست خداس
 من كي باشم كه بتونم ، بگم تو طالعت كجاس
گذشتم و نذاشتم اون بيشتر از اين بهم بگه
اون ولي گفتش واسه فال نرو پيش كس ديگه
ديدم اونو كه دوباره به يه كسي ديگه رسيد
 بازم همون كف بينيا ، دوباره بغضش تركيد
 دنياي بي وفاي ما از اين كسا زياد داره
 از زمين و از آسمون ، غريب و كولي مي باره
از همه چي كه
بگذريم ، تمامشم دروغ نبود
شايد به خاطر همين ، سرش زياد شلوغ نبود
سر اونا كه راس مي گن ، هميشه خيلي خلوته
 چه توي فال ، چه زندگي ، دنيا پر از خيانته
كف بين پير هر چي كه گفت دلم يه گوشه اي نوشت
تا ببينه حق با اونه يا بازياي سرنوشت
همه شبيه همشديم ، فالامونم عين همه
 اما فقط اون از كجا دونست كه اسمم مريمه ؟
 اين كه تموم شد و گذشت اما عجب كف بيمي بود
 ته دلش زلالتر از پيش گويياي چيني بود
دسام براش فرقي نداشت ، اون با دلش فالمو گفت
از بعضي حرفا بگذريم ، دروغ چرا ، راستشو گفت
دل و ببين كه همه جا يه جور به دردت مي خوره
 يكي باهاش فال مي گيره ، يكي پولاشو مي شمره
 خلاصه كه دلاي پاك ، قسمت هر كس نمي شه
 دلاي روشن و زلال مال غريباس هميشه
اينم يه قصه ي عجيب ، فالي كه چيزي نمي خواست
 كف بيني با يه قلب صاف ، نه دست چپ نه دست راست

حال و هواي داشتنت

هوايي كه تو توش نفس مي كشي
 عطر گلش به آسمون مي رسه
 كسي كه ديوونه ي چشمات مي شه
مثل من آخر به جنون مي رسه
 جاده
اي كه تو توش قدم مي ذاري
تا كهكشون راه شيري مكي ره
 به هر كي مثل من نگا بندازي
يه عمري قلبش به اسيري مي ره
اتاقي كه خواباتو توش مي بيني
 بدون اينكه بدوني بهشته
 زيبا نمي دونم چرا يه جوري
 اسم تو رو خدا با من نوشته
شاخه گلي كه تو مي گيري دستت
 تو هيچ خزوني ديگه خم نمي شه
زيبا بذار هر چي كه خواستن ، بگن
از عشق من به تو كه كم نمي شه
آب زلالي كه ازش مي نوشي
حس مي كنه زود رسيده به دريا
قطره ي آبم ديگه خوب مي فهمه
 دريا يعني تو ، يعني عشق زيبا
 سقفي كه بالاي سرت مي شينه
 چه قد به بالا بودنش
مي نازه
 اون تنها سقفيه كه توي دنيا
بازي و آسمون بهش مي بازه
 فقط يه خطش و برات نوشتم
 زيباي ماه من اينا بهانس
 اينا همه گذشتن از جنونه
اينا همش رد شدن از ترانس
به كل آدما حسوديم مي شه
 شايد يه باز اسم تو رو بيارن
 به اونا كه زيبا مي
خوام بدوني
اندازه ي من تو رو دوس ندارن
 اوني كه تو قاموس ناز چشمات
دلت مي خواهد بهش بگي دخالت
يه جور جنونه كه حالا پزشكا
بهش مي گن گذشتن از حسادت
 اينو نوشتم كه بگو عزيزم
همين حالا ، چه امروز و چه فردا
بدون اعتنا به حرف مردم
 ديگه مي خوام سر
بذارم به صحرا
برم يه جاي دور خيلي نزديك
يه جايي پشت عقده هاي دنيا
 برم يه جا دنبال تو بگردم
دنبال تو ، دنبال عطر زيبا
 انقد برم كه مردم زمونه
بدون حد و مرز و حرف و قانون
به مريمي كه عاشق زيبا شد
بگن توي كتاب و قصه ، مجنون
زيبا چرا من اينجوري
نوشتم
 تو هم مث من داري مي گي دوري ؟
 مي گي تحملش كنم تا آخر
 زيبا ولي نمي گي كه چه جوري؟
زيبا مي گي وصال تو عاشقي نيس
 يه روز صدا تو نشنوم مي ميرم
 اما نه ، هر چي تو بگي ، هميشه
 خيال بكن حرفمو پس مي گيرم
 من مي دونم يه روز گرم ابري
از پيش
من مي ري واسه هميشه
به قول تو اين كار سرنوشته
 نه و ، نمي خوام سرش نمي شه
 مث نسيم اولاي پاييز
 با طالعت مي ري و من مي مونم
 بي خبر از اون مقصد طلاييت
مث ديوونه ها برات مي خونم
 هر جا با هر كي توي دنيا ، بري
دلم عجيب هواتو كرده ، زيبا
 اول اسم نازتم نمي دم
 به لشگر ستاره هاي دنيا
 تو گفتي عاشقي رسيدني نيست
درس مث روياي من كه كاله
 مث صريحي تو ، يه مرزي داري
شكستن ضريح تو محاله
زيبا فقط يه چيز ديگه مونده
 اينكه مي گم ، تمام آرزومه
بگي مي دوني من چه قد ديوونم
فقط همينو
بدوني ، تمومه
 تو مخمل صورتي خيالم
سر تو هر لحظه سر پادشاس
خيال چشماي قشنگ تو تخت
 عادت و اين حرفا مال آدماس
 كسي كه عاشق تو شد يه روزي
 همه مي گفتن يه ذره آدمه
 حالا مي گن مجنون عشق زيباست
 توي شناسنامه ، ولي مريمه
زيبا ، نرو ، مي ري ولي
ديوونت
 يه روزي ثابت مي كنه به دنيا
 كه آدما واسه جواب گرفتن
فقط بايد بريد سراغ زيبا
 دو ديقه بعد يه تماس كوتاه
 يك شب نرم و خنك و پاييزي
زيبا جونم كاش كه يكي مي فهميد
 چه در دوست دارم چه قدر عزيزي
 

جز تو تموم دنيا پر

جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
شعراي عاشقانه پر
 قصيده پر ، ترانه پر
 اسم تو در ميون باشه
معجزه و بهانه
پر
 جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
پروانه پر ، پرنده پر
بازنده پر ، برنده پر
چشماي خيس گريه پر
لباي غرق خنده پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
آفتاب داغ ظهرا پر
امضا و اسم و مهرا پر
 كسايي كه ديوونتن
اون عاشقاي رسوا پر
جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
مجنوناي تو كوچه پر
ياساي توي باغچه پر
قاباي غرق گرد و خاك
 تو گير و دار طاقچه پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 دختراي ديوونه پر
 لاله و ياس و پونه پر
 هر كسي كه عاشقته
 تو كوچه و تو خونه پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 هق هق و اشك و گريه پر
 شكايت و گلايه پر
 اسم تو رو صدا زدن
تو آفتابو تو سايه پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
 حادثه پر ، معجزه پر
اون شاه ماهي قرمزه ، پر
در
بزرگ آهني
 حصاراي دروازه پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 هر كسي كه مي بيني پر
دلاي مثل چيني ، پر
هر كسي كه فقط يه بار
 كنار اون بشيني ، پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 رفتن تو خواب همه پر
زير لبا
زمزمه ، پر
وارد جايي كه بشي
شلوغي پر ، همهمه پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
ددين تو ، تو رؤيا پر
 دادن اسم و امضا پر
 بايد همه ياد بگيرن
 ددين زيبا تنها پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
 قصه ي كوه و تيشه پر
بازي سنگ
و شيشه پر
دل بردن از زيباي ما
 از حالا تا هميشه پر
راه و فريب و نقشه پر
طرح گل بنفشه پر
 خيال اينكه روزي اون
 دل به كسي ببخشه ، پر
جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 با عشق من زندگي پر
 جنون و ديوونگي پر
بزرگه مثل آسمون
 نادوني پر ، بچگي پر
جز تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 مسير كهكشونا پر
فراز آسمونا پر
 زيبا مث فرشته هاس
شيداها پر ، حيرونا پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
اين عاشقاي تازه پر
دوستاي بي اجازه پر
 هر كي كه با
زيباي من
 نمي تونه بسازه پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 جنگل و دشت و دريا پر
 خواب و خيال و رؤيا ، پر
 زيبا ، فقط من بمونم
بقيه ي آدما ، پر
 جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 چراغا پر ، فانوسا پر
 دريا و اقيانوسا ، پر
حتي گلاي خونگي
گلدونا پر ، كاكتوسا پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
كوزههاي سفالي پر
 جاهاي تنگ و خالي پر
عطر خوش خاطره ها
تو بوته هاي شالي پر
جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
زندگي وقتي خوابي ، پر
 رنگ سياه و آبي پر
هوا تنفس تو
 آفتابي پر ، مهتابي پر
جز تو تموم دنيا پر
هركسي غير زيبا پر
رسيدن و پنجره پر
 ياد و غم و خاطره ، پر
كنار تو نشستن و
 تولد منظره پر
 جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
خيال داشتن تو ، پر
جنون
خواستن تو ، پر
فقط واسه خود خودم
تنها گذاشتن تو ، پر
 جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
هفته و روز و فردا ، پر
عيد و بهار و يلدا ، پر
 هر كي دلش تو رو بخواد
عاشق ، ديوونه ، شيدا ، پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
هواي ديدن تو ، پر
 درد نچيدن تو پر
آرزوي دزديدنت
فكر رسيدن تو پر
جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا پر
 حرفي كه رو ديواره ، پر
 نامه ي اون آواره ، پر
هر كسي كه از عشق تو
مي خواد بشه بيچاره ، پر
جز تو تموم دنيا پر
 هر كسي غير زيبا ، پر
جاده ي
راه شيري ، پر
 براي تو اسيري ، پر
اون كسي كه خيال كنه
از پيش من تو مي ري ، پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
 حرفاي كهنه و نو پر
 هر عددي به جز دو ، پر
خلاصه كه براي من
هر آدمي ، غير تو ، پر
جز تو تموم دنيا پر
هر كسي غير زيبا پر
 همه بايد پر بزنن
تا زيبا ، بال من بشه
 جواب هر مسئله و
 درد و سوال من بشه
من نمي خواستم همه رو
تو شعرا پر بردم ، ولي
اينكارو بايد بكنم
تا زيبا مال من بشه
جز تو تموم دنياپر
 هر كسي غير زيبا پر
 خدا كنه زيبا نگه
خود توام با اونا پر

تك بيتي

مگه ازت چي كم دارم كه روز و شب ناز مي كني
فكر مي كني ازم سري ، بال داري ، پرواز مي كني ؟
 ما رو بگو سپرديمش دل و چشامونو به كي
اون كه به
زندگي مي گه ، نمايش عروسكي
 دارم از تو مي نويسم تو يه روز سرد برفي
قلمم نمي نويسه ، مي گه تو نداري حرفي
 برو ديگه نبينمت ، خاطر خواهيت دروغ بوده
تو خلوتم با گريه هام ، چه قدر سرت شلوغ بوده
روشني چشات نداره مرزي
تو خيلي بيشتر از اينا مي ارزي

تقلب طبيعت

ماه نمي دونست چه جوري بتابه
 از روي دست تو ديد و بلد شد
خورشيد كه ديد نوري ازش نمي خواي
 رفت بالاي قله و با تو بد شد
دريا كه
ديد موج موهات از اون نيست
غرشي كرد و ته دل حسود شد
آسمون از غم كه تو رو زميني
تا هميشه رنگ چشاش كبود شد
گل كه دونست خزون واسه تو هيچه
رنگش پريد و تو يه لحظه پژمرد
درختي كه تو از پيشش رد شدي
انقده برگاش رو زمين ريخت كه مرد
بارون كه ديد پيشت زلاليش كمه
بغضشو خورد و يه دفه بند اومد
آسمونم به آدما دروغ گفت
به جاي بارون ديگه لبخند اومد
نسيم كه ديد مثل تو مهربون نيست
عاشقي رو گذاش كنار و باد شد
 تو دنيا هيچ كس مث تو نمي شد
 پس كم كمك آدم بد زياد شد
برفا ديدن هر چه قدم ريز باشن
از شرم رنگ چش تو آب مي شن
يلدا ترين شباي سالم آسمون
 با يه اشاره ي نگات خواب مي شن
شب نتونست مثل تو روشن باشه
خشم و غضب كرد و يهو سيا شد
روزم پيش چشاي تو كم آورد
 قايم شد و روشني ، كيميا شد
فرشته ها وقتي تو رو شنيدن
 پشت نقاب چهره قايم شدن
بغضياشون راه زمين گرفتن
 ترسيدن و ، يواشي آدم شدن
 ستاره ها ديگه شبا تو خوابن
يا گم شدن يا خيلي كم سو شدن
سياره هاي كهكشون شيري
در نمي يان ، پيش تو ترسو شدن
زمين فقط اين وسطا يه جوري
 به اين كه تو زير پاشي مي نازه
طفلكي مثل من داره تو رؤياش
با تو يه قصر آرزو مي سازه
 خلاصه زيبا ، همه چي بهم ريخت
با يه كم از اسم تو ، اسم زيبا
يقين دارم نزديكه اون روزي كه
 با كشف تو به هم مي ريزه دنيا
 با اسن تو عجيب ديوونه مي شم
 به قبله ي چشماي نازت ، قسم
 دنبال اسمت انقدر مي دوام
يه روز ولي به ته خط مي رسم
عسل تو چشماته
مراقبش باش
از من ديوونه به يهفرشته
زيبا اگه هر چي مي گم همون شد
 يادت باشه اينا رو كي نوشته
 ديوونه ي چهار تا فصل و هر روز
 ديوونه ي عصر و شب و سپيده
مريمي كه تا اسمتو آوردن
يه ذره رنگ چهرشم پريده
يه عصر پاييزي سرد و دلگير
 كه همه جا سفيده ،
غرق برفه
فقط چهار تا نقطه چين مي ذارم
 چون اسم ناز تو چهار تا حرفه

ترانه ي اردي بهشت

زيبا تو كه بار مژت يه
دنيا رو مات مي كني
يه دنيا رو قربوني چشمك چشمات مي كني
تو كه اگه كسي نخواد با تو مث آينه باشه
با داغي لحنن
نگات اون مجازات مي كني
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ، ترانه ي اردي بهشت
زيبا اگه موج صدات ، بلرزه ، رنگ غم بشه
از اون طراوت چشات اگه يه ذره كم بشه
چيكار مي تونم بكنم ، جز اينكه آرزو كنم
تمام غصه هاي تو ، فقط مال خودم بشه
نبينمت يه وقت
بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
زيبا كي گفته تو نخواي ، تو كوچه ها بهار مياد
 وقتي بهاره كه جهان با حرف تو كنار بياد
اگه يه غم به هم زده دنياي ارغوانيتو
الهي كه بره به جاش ، براي من هزار بياد
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
زيبا شايد بگي حالا صحبت ديوونگي نيست
اما مي گم بي عشق تو اسم چيزي زندگي نيست
 درياي طوفان زرده تو ببينمو چيزي نگم
خوب مي دونيم من و تو كه اين رسم پروانگي نيست
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي
اردي بهشت
زيباي من دنياي ما طلوع داره ، غروب داره
نقشه ي سرنوشتمون ، شمال داره ، جنوب داره
تو اونا كه پشت نقاب ، از نسل دور آدمن
هم آدماي بد داره ، هم آدماي خوب داره
نبينمت يه وقت بشي تلسيم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
زيبا نگين عشق تو،
صد تا طبق جواهره
يه قايق بادي داره پر از نگاه و خاطره
ميون اين شهر غريب ، با چهره هاي آشنا
يكي مي ميره واسه تو كه يه جورايي شاعره
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاست ترانه ي اردي بهشت
زيبا با يك چكه غمت ، مي ريزه هفت تا آسمون
مي شكنه از
غصه ي تو ، يه بار ديگه رنگين كمون
نمي دونم كه خزون نشسته رو كدوم گلت
مي خواي بهم نگي ، نگو اما همينجوري نمون
 نبيمنت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
يه عمريه تو ميدونا چشما به تو خيره مي شه
با رنگ روشن نگات ، روز همه تيره مي شه
قصه ي هر كس كه به تو بد كنه و خوب نباشه
حكايت مجرمي كه دايم تو زنجير ، مي شه
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
زيبا جاي تو ، آسمون باريد و كلي خالي شد
ما هم از اين غصه ي اون ، دلش گرفت ، هلالي شد
دختركي كه زندگيش با رؤياي
تو مي گذره
دچار كابوس بد و خط خطي و خيالي شد
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
زيبا به جون همه چيم ، آره جون خودت قسم
بدون لبخند تو من به هيچ جايي نمي رسم
به خاطر خود خودت ابرو يه كم كنار بزن
بذار كه ماه طلوع كنه از چش
مثل هيچكسم
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت
زيبا جونم خوشم باشي نمي شه باز از تو نوشت
چه برسه به اينكه نه ، بگذريم از خيال زشت
نبينمت يه وقت بشي تسليم دست سرنوشت
به عشق تو سرش بالاس ترانه ي اردي بهشت

بي وفا ، انصافت كجاس ؟

تازگيا سفر مي ري
جاهاي پر خطر مي ري
 بي سر صدا بدون من
 تا ساحل خزر مي ري
 بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال
ماس
تازگيا امون مي دي
گل شدي ، دس تكون مي دي
يه جوري به غريبه ها
اداهاتو نشون مي دي
 بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
 تازگيا ، دوري چقدر
ساكت و مغروري چقد
چه كم باهام حرف مي زني
راس راسي مجبوري چقدر
بي وفا انصافت كجاس
رفتن
و نازت مال ماس
تازگيا طلا شدي
كم شدي ، كيميا شدي
ديگه صدام نمي كني
عين غريبه ها شدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا باهان بدي
گفتي ميام ، نيومدي
نگفته بودي انقدر
بازي با قلب و بلدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا سرده نگات
ديگه نمي لرزه صدات
برقي كه دنبالش بودم
رفته ديگه از تو چشات
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا را نمي ياي
سر قرارا نمي ياي
زمستونا نيومدي
حالا بهارا نمي ياي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا كم
شدي ، كم
يه عالمه دوري ازم
نمي شه پيدات بكنم
حتي واسه دوست دارم
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا خيال كنم
بايد ازت سوال كنم
خيال داشتن تو رو
تو روياهام محال كنم
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا ، كم مي يارم
به جاي بارون ، مي بارم
يه جوري فرصت بده كه
بگم چه قدر دسوت دارم
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا چه ناز شدي
عجيبي ، عين راز شدي
شعر و ترانتم خوبه
كلي ترانه ساز شدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا چه بي حواس
عاشق داري از چپ و راس
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا خيلي زياد
همش تو رو يادم مي ياد
مي ترسم از فكراي تو
بلاهايي سرم بياد
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا عجيب شدي
تنها كه نه ، غريب شدي
به ما كه مي رسي يه كم
نجيب بودي ، نجيب شدي
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا حرف شماس
همش مي گي دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
تازگيا تو سال نو
بدجور مي ميرم واسه تو
چون مي دوني دوست دارم
ناز نكن از
پيشم نرو
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
نامه رسيد به آخرا
بايد سپردت به خدا
فقط يه قولي بده كه
دلت بمونه پيش ما
بي وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
امضاي نامه اولي
سرخه و خيلي مخملي
با عطر كلي گل سرخ
با چشم يه كم عسلي
بي
وفا انصافت كجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون كه ثابت بكني
حسابت از همه جداس

با همه مي بينمت ، با همه كس

ندارم بشنومت از اين و اون
ببينم عكستو تو آلبوم عكس ديگرون
نمي تونم ببينم با همه مربونيتو
با مني كه عمريه ديوونتم ،
نامهربون
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟
ديگه طاقت ندارم تو رؤياي كسي باشي
دنياي مني ، محاله دنياي كسي باشي
عمريه داد مي زنم زيبا فقط مال منه
نمي تونم ببينم تو زيباي كسي باشي
با همه مي بنمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم ؟
ديگه طاقت ندارم ، زيبا چه قدر سفر مي ري ؟
به خدا رو كره زمين باشي هدر مي ري
مي دونم ، توي قايم باشك تلخ روزگار
يه روز از دست چشاي اين ديوونه در مي ري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت
ندارم ، همه تو رو نشون مي دن
وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن
قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم
بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن
با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ندارم ، توام من و دوس نداري
 خودتم
از همه بيشتر من و تنها مي ذري
 مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق
قديما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري
با همه مي بينمت ، با همه به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، همه تو رو نشون مي دن
وقتي كه مي بينمت ، دستاشونو تكون مي دن
قيمت ناز نگات ، هر چي باشه من مي خرم
بقيه رد مي شن و همه مي گن گرون مي دن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، توام من و دوس نداري
خودتم از همه بيشتر من و تنها مي ذاري
مي دوني نه روزگار ، نه مردمش ، نه تو ، نه عشق
يما به اين مي گفتن ، غريبي ، بدبياري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 ديگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل
 گل اركيده بيارن واسه تو بغل بغل
 تو كه بهتر مي دوني ، هيچ كس ديگه نمي گفت
به چشاي مثل ماه نازنين تو ، عسل
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، پروانه هات فراوونن
اونا از ديوونگيم بي خبرن ، نمي دونن
 اما من يه روز ميام انقده فرياد مي زنم
 تا برن تمام عاشقايي كه تو مي دونن
 با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، بپيچه موجاي صدات
 كسي عكسي داشته باشه از طلوع خنده هات
 نمي خوام حتي كسي يه شاخه گل بهت بده
همه ي گلا رئ من يه روز مي ريزم زير پات
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 ديگه طاقت ندارم همه تو رو طلب كنن
از آتيش عشق تو يا بسوزن يا تب كنن
مگه من مرده باشم كه بذارم چند تا ديگه
 روزشونو به هواي ديدن تو شب كنن
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ببينمت با ديگري
 دساي كسي باشه تو اون دساي مرمري
 نمي تونم ببينم من ديوونت باشم و تو
بي تفاوت از كنار يه ديوونه بگذري
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم دنيا برام جهنمه
عكساتو هميشه مي بينم توي دستاي همه
 تو بيا و
محض خاطر كسي كه دوس داري
 بگو كه عاشق تر از هر كسي كه ديدي ، مريمه
 با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 ديگه طاقت ندارم ، به خيليا نس مي دي
 خيلي راحت با غريبه آشناها دس مي دي
 مي دونم اگه يه ذره ديگه ايراد بگيرم
همه ي شعرا و نامه هاي من رو پس مي دي
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 ديگه طاقت ندارم ، دلم برات تنگ شده
 غم تو رو شونه هام يه كوهي از سنگ شده
تو صدات يه چيزيه خيلي من و مي ترسونه
حتي من بهم مي گه مهر تو كمرنگ شده
با
همه مي بينمت با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
ديگه طاقت ندارم ، تو نمي خواي ببينمت
 گل من فك مي كني مي خوام بيام بچينمت
دوس دارم يه وقت كوتاه بذاري براي من
 توي لحظه هاي فيروزه اي و ناب و كمت
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 ديگه طاقت ندارم ، دلم يه گوله آتيشه
گل من تو هم كه دائم مي گي اينجور نمي شه
 حق داري ، من ديوونم تو كه گناهي نداري
 نمي توني بسوزي پاي يه عاشق ، هميشه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 ديگه هم تو كار داري ، هم ماجرا طولانيه
 هواي چشم منم ابريه و طوفانيه
 زيبا جون اگر يه وقت حرفي زدم به دل نگير
اوج ديوونگيا تو بيتاي پايانيه
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
شنيدم امسال ديگه مي خواي بياي تولدم
 كلي شرمنده ي اين حرفايي كه زدم ،، شدم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق تو شدم
چه بياي و چه نياي من هميشه شرمندتم
هميشه مزاحم احم و نگاه و خندتم
مي دوني عاشقتم ، به اين دليله كه همش
نگران حالا و گذشته و آيندتم
 با همه مي
بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
 زيبا جون اينو بذار تو برگه هاي چكنويس
نمي گم نخون ، بخونو بعدشم روش بنويس
اگه خوب نگاه كني ، مي بيني كه مونده رو اون
 رد اشك دو تا چشم عاشق و ابري و خيس
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
 تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم
زيبا جون من و ببخش ، عاشقتم اما بدم
توي اين دنيا ، فقط ديوونگي رو بلدم
من مي ميرم واسه هر چي كه بگي ، هر چي بخواي
به دلت نگير كه اين حرف و يه عالمه زدم
با همه مي بينمت ، با همه كس به جز خودم
تقصير من چيه كه عاشق چشم تو شدم